مرکزی نیوز || MarkaziNews.ir » زنان بر سر دو راهی اشتغال و خانه‌داری


 

 

 

کد مطلب: 6635 | تاریخ ارسال: ۱۸ دی ۱۳۹۰ | چاپ این مطلب |
تبیین بیانات رهبر انقلاب در گفت‌و گو باحجت الاسلام و المسلمین «زیبایی نژاد»(2)؛
زنان بر سر دو راهی اشتغال و خانه‌داری

مرکزی نیوز : چه طور می‌شود برای زن امروزی با یک چنین زندگی و این مناسبات اجتماعی، الگوی مشارکت اجتماعی طراحی کرد که عوارضش برای خانواده مثبت باشد یا دست کم عوارض منفی نداشته باشد و یا عوارض منفی آن زیاد نباشد. به نظر می‌رسد که می‌شود چنین کاری کرد.


  تعدادی از اندیشمندان، نخبگان، اساتید حوزه و دانشگاه، پژوهشگران و مؤلفان آثار علمی، همراه با حضرت آیت الله خامنه‏ ای رهبر انقلاب اسلامی، چهارشنبه شب در سومین نشست اندیشه‏ های راهبردی جمهوری اسلامی، به تعامل فکری و بررسی ابعاد مختلف موضوع «زن و خانواده» پرداختند.

در این نشست ۴ ساعته ۱۰ نفر از صاحب نظرانی که مقالات و پژوهش‏های آنان از میان ۱۸۸ مقاله‏ی رسیده به دبیرخانه نشست، به عنوان آثار برتر شناخته شده، به بیان دیدگاه‏ها و طرح نظریات خود پرداختند. بعد از ارایه مقالات علمی، حضرت آیت الله خامنه‏ ای رهبر انقلاب اسلامی، در سخنانی با تأکید بر این‏که مسأله‏ی زن و خانواده از مسایل درجه یک کشور است فرمودند: «مسأله اشتغال زنان در جامعه، امری قابل قبول و بدون اشکال است اما در این زمینه باید ۲ شرط اساسی را کاملاً رعایت کرد نخست این‏که اشتغال، کار اساسی زن در خانه و خانواده و مسئولیت مهم همسری و مادری را تحت الشعاع قرار ندهد و دوم این‏که مسأله محرم و نامحرم بخوبی رعایت شود».

در تبیین این قسمت از بیانات ایشان با حجت الاسلام و المسلمین «زیبایی نژاد» از اساتید شرکت کننده در نشست به گفت و گو نشستیم.

*با توجه به این که هر پدیدهی اجتماعی هم اثر پذیری از اجتماع دارد و هم در محیط اجتماعی دارای اثر گذاری و پیامدهایی میباشد، بفرمایید پدیدهی اشتغال زنان چه پیامدها و آثاری را در جامعه برای خود زنان، خانواده و اجتماع در پی دارد؟

میل روز ‌افزون به اشتغال را می‌توان هم نتیجه‌ی تغییرات هویتی در زنان و هم مؤثر بر آن دانست. زنان شاغل به ‌دلیل آن که باید سنگینی ایفای نقش‌های متعدد خانگی و اجتماعی را تحمل کنند، به الگوی تقسیم کار جنسیتی معترض می‌شوند و مفهوم «برابری» به معنای تشابه نقش‌ها رفته‌رفته در ذهن آنان ارزشمند تلقی می‌گردد. از سوی دیگر، دست‌یابی به در‌آمدی مستقل می‌تواند روحیه‌ی استقلال‌طلبی و فرد‌گرایی را در آنان تقویت کند. نتیجه‌ی تغییر نگرش‌ها و تمایل‌های زنان به‌تدریج مرزهای جنسیتی را در نظر آنان کم‌رنگ می‌سازد و آن چه تا دیروز ارزش‌های زنانه به‌‌شمار می‌آمد، جای خود را به ارزش‌های جدید می‌دهد. بنابراین می‌توان انتظار داشت که با توسعه‌ی اشتغال زنان، آثار تحولات هویتی زنان را هم در حوزه‌ی فردی، به ‌صورت واکنش در برابر آموزه‌هایی که بر تفاوت‌ها تأکید می‌کنند یا تفاسیر غیر روشمند از متون وحیانی مشاهده ‌کنیم و هم در روابط خانوادگی و اجتماعی.

الف) احساس رضایت‌مندی در زنان: در جامعه‌ی مدرن، خانه پیوسته در حال تنگ‌تر شدن است، هم از نظر جغرافیایی با کوچک‌تر شدن خانه‌ها، هم از نظر ارتباطی با محدود شدن ارتباط‌های طایفه‌ای و محلی و هم از نظر ارزشی با تحقیر خانه‌داری و خانه‌نشینی. بنابراین ورود به فضای اجتماعی و عرصه‌ی اشتغال، حتی هنگامی که وظایف کاری به نسبت کسل‌ کننده باشد، می‌تواند نیاز زن به ورود به عرصه‌های وسیع‌تر و کسب تجربه‌های نو را به همراه داشته باشد، نیاز به برقراری ارتباط با دیگران را تأمین کند و او را از فضای خانه آزاد سازد و به همین دلیل برای زنان لذت‌بخش است. از سوی دیگر، ارزش‌گذاری‌هایی که در فرهنگ مدرن درباره‌ی استقلال مالی و اشتغال صورت می‌گیرد، رقابت برای کسب موقعیت‌های شغلی را به‌مثابه‌ی یک ارزش جلوه‌گر می‌سازد و افرادی که در این مسابقه موفق به احراز مشاغل می‌شوند، احساس پیروزی می‌کنند.

ب) افزایش سن ازدواج دختران: دختران با احراز فرصت‌های شغلی، موقعیت‌های اجتماعی تازه‌ای می‌یابند و شرایط سخت‌تری برای ازدواج خود در‌نظر می‌گیرند. یک زن شاغل تمایل چندانی ندارد که با فردی جویای کار یا با شخصی با موقعیت شغلی پایین‌تر ازدواج کند. از سوی دیگر، دغدغه‌ی حمایت اقتصادی، خود یکی از انگیزه‌های تمایل به ازدواج است که در زنان دارای مشاغل ثابت و حمایت‌های تعیین شده‌ی ایام بازنشستگی کم‌تر دیده می‌شود. بنابراین احتمال بیش‌تری وجود دارد که دختران شاغل به سن تجرد قطعی برسند.

ج) فضای مضاعف: خانه‌داری در زمره‌ی فعالیت‌های سخت و دشوار است، اما تفاوت آن با مشاغل رسمی این است که در خانه فشار برای انجام دادن کار وجود دارد ولی سرعت کار بنا بر میل شخصی تنظیم می‌شود. این ویژگی کار خانگی با روحیه‌های زنانه همخوانی تام دارد. اما تقاضای بازار کار با تقاضای‌ خانه بسیار متفاوت است. ایفای هم ‌زمان نقش‌های خانگی و اجتماعی، هم به ‌‌دلیل ناهمخوانی بسیاری از مشاغل اجتماعی با ویژگی‌های زنانه و هم به‌‌دلیل فشار ناشی از جمع بین این دو فعالیت، زنان را آسیب‌پذیر‌ می‌سازد.

د) تحول در ساختار‌ خانواده و الگوی تفکیک نقش‌ها: تغییر ساختار عمودی به ساختاری که در آن مدیریت تقسیم شده باشد از پیامد‌های اشتغال زنان دانست. معادله‌ی تغییر به این صورت است که در آغاز زنان متمایل‌اند با حفظ نقش‌های خانگی، اشتغال مدرن را نیز تجربه کنند. پس از روبه‌رو شدن با تعارض نقش‌های خانگی و اجتماعی و تحمل فشار دو‌چندان، به این واقعیت پی می‌برند که نباید از خودشان انتظار «ابر زن» داشته باشند و به‌‌دلیل ارزشمندی اشتغال و کم‌ارزش ‌شدن نقش‌های خانگی ترجیح می‌دهند با حفظ موقعیت شغلی، فعالیت خانگی را با همسران خود تقسیم کنند.

م) تأثیر بر فرزند‌خواهی: نخستین موضوع در‌‌خور تأمل، تأثیر اشتغال زنان بر کاهش تعداد فرزندان در خانواده و پیامد‌های بی‌فرزندی یا کم‌فرزندی بر حیات فردی و مناسبات خانوادگی است. با گسترش اشتغال زنان، انتظار می‌رود هم فاصله‌ی میان ازدواج و فرزند‌آوری افزایش یابد و هم از تمایل به فرزند‌آوری کاسته شود. اگر بپذیریم که در طبیعت زن تمایل به مادری نهفته است، ارضا نشدن این نیاز طبیعی می‌تواند آثاری بر روحیه‌های وی بر جای گذارد. به همین دلیل، فرزندان می‌توانند وابستگی‌ زن و مرد به خانواده را افزایش دهند و در استحکام خانواده نقش مهمی ایفا کنند.

پیامد دیگر اشتغال، کاهش شمار فرزندان هر خانواده است. با افزایش شمار خانواده‌های تک ‌فرزند، امکانات اقتصادی خانواده که هم ‌اکنون با اشتغال به کار زنان افزایش یافته است، در خدمت رفاه تنها ‌فرزند خانواده قرار می‌گیرد. اما نبود فرزندان دیگر، افزون بر آن که از نشاط تک‌فرزند خانه می‌کاهد و سبب می‌شود وی اوقات فراغت خود را با جایگزین‌های مجازی پر کند، زمینه‌ی افزایش روحیه‌های خود‌خواهانه و فرد‌گرایانه را در وی فراهم‌تر می‌سازد. این فرزندان کم‌تر می‌آموزند که تمایل‌های خود را با مصالح دیگران محدود سازند، نظم را رعایت کنند و برای به‌ دست آوردن امکانات محدود بکوشند. خانواده‌ی پرجمعیت با امکانات متوسط یا کم، در صورتی که به درستی مدیریت شود، فضایی مناسب برای تقویت روحیه‌ی هم‌گرایی، تلاش، قناعت، بهره‌وری و انضباط است. اما تک‌فرزندان برای ورود به اجتماع با مشکلات اساسی روبه‌رو می‌شوند؛ زیرا نه برای هم‌گرایی اجتماعی آموزش دیده‌اند و نه در برابر ناملایمات اجتماعی آستانه‌ی تحمل‌پذیری مناسبی دارند.

ن) تأثیر بر روابط مادر و فرزند: تأثیر مهم‌تر اشتغال را باید در رابطه‌ی میان مادران و فرزندان آنان جست. فاصله‌ی محیط کار از منزل در اشتغال‌های رسمی و حضور منظم در محیط کار در ساعت‌های طولانی از موضوعاتی است که توجه اندیشمندان را به خود جلب کرده است. چنان‌که بسیاری از روان‌شناسان و کارشناسان تربیت بیان کرده‌اند میان رشد عاطفی فرزند و دامان مادر، به‌ویژه در سه سال نخست زندگی پیوندی ناگسستنی ‌وجود دارد و سلامت روانی و عاطفی وی در گرو حضور فیزیکی مادر در کنار اوست.

و) تأثیر بر اقتصاد خانواده: تأثیر اشتغال زنان بر بالا رفتن قدرت خرید خانواده انکار‌ ناپذیر به نظر می‌رسد. با این حال می‌توان در عمومیت این قاعده که اشتغال زنان بر وضعیت اقتصادی خانواده آثار مثبتی می‌گذارد، تردید کرد. اگر رضایتمندی اقتصادی را نسبت میان در‌آمد‌ها و انتظارها بدانیم، افزایش رضایت از زندگی منوط به مثبت ‌شدن موازنه میان در‌آمد و انتظار است. بنابراین اگر در‌آمد‌ها دو ‌برابر شود اما انتظارات سه ‌برابر گردد، نتیجه‌‌ای جز افزایش احساس فقر، حرص و نارضایتمندی نخواهد داشت.

در بسیاری از خانواده‌ها حضور زن در عرصه‌ی اشتغال در‌آمد‌زا به تغییر مناسبات اجتماعی و ارزشی خانواده می‌انجامد، عزت‌مندی و آبروی خانواده را افزایش می‌دهد. در این حالت، اعضای خانواده در پی حفظ شئونات جدید و آبرو‌داری بر می‌آیند و می‌کوشند تا با افزایش مصرف در مواردی که پیش از این از ضروریات زندگی تلقی نمی‌شد جایگاه اجتماعی خود را ارتقا بخشند. در این حالت، با تغییر احساسات خانوادگی به‌دلیل افزایش انتظارات روبه‌رو خواهیم شد. چنین خانواده‌‌ای گر‌چه دارایی بیش‌تری دارد، ضرورتاً لذت بیش‌تری نمی‌برد. در‌آمد‌زایی زنان در صورتی که به تعدد مدیریت خانواده بر منابع مالی بیانجامد و هر ‌یک از زن و مرد به دلخواه در‌آمد‌های خود را هزینه کند، احتمال مصرف اقلام غیر ضروری را افزایش می‌دهد.

نکته‌ی دیگر، تأثیر در‌آمد‌زایی زنان در کاهش احساس مسؤولیت مردان است که می‌توان آثار آن را، هم در ملاک‌های گزینش ازدواج و هم در روابط خانوادگی مشاهده کرد. امروزه شمار روز‌افزونی از پسران انتظار دارند که همسر آینده‌ی آنان در‌ نان‌آوری مشارکت داشته باشد و پس از ازدواج نیز با آن که توانایی کار و تلاش بیش‌تر برای تأمین نیازهای خانواده را دارند، به‌ در‌آمد‌های همسر خود چشم می‌دوزند.

هـ) تأثیر بر روابط خانوادگی: کاهش ارتباط کلامی با همسر نیز از دیگر پیامد‌های اشتغال تمام‌وقت زنان است. اگر نیاز به برقراری ارتباط کلامی با دیگران در محیط کار برآورده گردد، از انگیزه‌ی هم‌صحبتی با همسر کاسته می‌شود. هم‌چنین فشار مضاعف، به خستگی زنان و ضعف در روابط کلامی می‌انجامد. به‌ هم‌خوردن ساعت‌های فعالیت‌های خانگی و انتقال بخشی از این فعالیت‌ها به ساعت‌های پایانی شب نیز می‌‌تواند هم‌زمانی ورود به استراحتگاه را که با دقایقی هم‌صحبتی همراه است، کاهش دهد. ارتباط کلامی میان زوج از عوامل استوار سازی روابط زناشویی است. در برخی جوامع که مادری ارزشمند‌تر از همسری تلقی می‌شود، ساعت‌های حضور زنان در خانه بیش‌تر صرف رتق و ‌فتق امور فرزندان و انجام کارهای خانگی می‌شود تا ارتباط با همسر.

ی) تحول در سیاست‌ها و قوانین: با گسترش اشتغال زنان می‌توان انتظار داشت که تغییراتی در قوانین کار رخ دهد. با فراگیر شدن اشتغال زنان این اعتراض شکل خواهد گرفت که با وجود مشارکت زنان در مخارج خانواده چرا سرپرستی خانواده بر عهده‌ی مردان باشد و آنان بتوانند محدودیت‌هایی برای اشتغال همسران خود ایجاد کنند؟ از سوی دیگر، با رواج ایده‌ی برابری زن و مرد، نیاز نظام سرمایه‌داری به فرا‌خوان زنان به بازار کار و فشار‌های احتمالی مردان برای کاهش تعهدهای مالی، روند تحول قوانین به سمت مشارکت زنان در تأمین هزینه‌های خانواده و کاهش اقتدار سرپرست خانوار خواهد بود. هم‌چنین کاهش جمعیت، افزایش آسیب‌های اجتماعی، افزایش مزاحمت‌های جنسی در محل کار، توسعه‌ی مشاغل جایگزین خانواده، تغییر الگوی مشارکت اجتماعی زنان از دیگر تأثیرهای اشتغال زنان بر جامعه می‌باشند.

*ما میخواهیم به طور تفصیلی به این نکته بپردازیم که آیا تعارضی بین نقشهای همسری و مادری یک زن با نقشهای اجتماعی او وجود دارد؟ این تعارضها به طور مشخص کداماند؟ اگر چنین است، راهکارهای مواجهه با این تعارض را چه میدانید؟

کسی که بیرون از خانه باشد، دیگر در خانه نیست. حالا این نبودن، خوب است یا بد؟ ما     می‌توانیم تصور کنیم که حضور اجتماعی زن (البته من حضور اجتماعی را غیر از مشارکت اجتماعی می‌دانم) حضور اجتماعی یعنی حضور در فضای عمومی جامعه اعم از اشتغال یا هر فعالیت اجتماعی، اما مشارکت اجتماعی به معنای لغوی که در ذهن من است باید شامل هرگونه خدماتی شود که به جامعه ارایه می‌شود حتی از درون عرصه‌ی خصوصی. یعنی بسیاری از فعالیت‌هایی که زن در خانه انجام می‌دهد مشارکت اجتماعی هستند، یعنی دارد ارزش‌های اجتماعی را نهادینه می‌کند، دارد فرزندان را جامعه پذیر می‌نماید، این‌ها همه مصادیق مشارکت اجتماعی هستند اما نه به مفهوم مدرن آن. بله، می‌توانیم تصور کنیم خروج از خانه‌ای را که نه تنها مضر نباشد بلکه مفید به حال زن و خانواده هم باشد، به خصوص در عصر جدید. در عصر مدرن امروز، تکنولوژی زندگی را در خانه تسهیل کرده و دیگر زن اگر بخواهد در خانه باشد، وقت اضافی می‌آورد.

دوم این که فضای خانه‌ها کوچک شده است و این فضای کوچک برای زن تنهایی و فشار عصبی می‌آورد و او علاقه‌مند می‌شود که از خانه بیرون برود. دیگر آن خانه‌های ۲۰۰، ۳۰۰ متری قدیم با حیاط دل باز، درخت و حوض وجود ندارند. این خانه‌های آپارتمانی ۶۰، ۷۰ متری فضای زن را تنگ می‌کند.

خانواده، کم فرزند شده، گسترده بوده است و حالا هسته‌ای شده است. ارتباطاتش محدود شده است. این‌ها عطش ارتباطی برای زن ایجاد می‌کند. یعنی شما به روستا که بروید، مشاهده می‌کنید زن از صبح تا شب کار که می‌کند هیچ، به علاوه با زن‌های محل نیز ارتباط دارد. هم‌دیگر را می‌بینند و صحبت می‌کنند و این برای زن نشاط می‌آورد. در جوامع شهری، طرف همسایه‌اش را نمی‌شناسد. تمامی این‌ها از طرفی دست به دست هم می‌دهند و عرصه را بر زن تنگ می‌کنند. چیز دیگری هم از سویی به وجود آمده و آن این که امروز حضور اجتماعی زن دارد ارزش گذاری می‌شود. خیلی وقت‌ها شما با خانم‌های شاغل که مصاحبه می‌کنید، می‌پرسید چرا به این شغل آمدید؟ می‌گویند، می‌خواهم به جامعه خدمت کنم، می‌خواهم مفید باشم و… در صورتی که اکثرشان این طور نیستند. اکثرشان به این خاطر کار می‌کنند که کلاس دارد. یعنی شما اگر به یک خانم خانه‌دار بگویید چه کاره‌ای؟ عارش می‌آید بگوید خانه‌دار.

ولی شما نگاه کنید دور و برتان دخترخانم‌هایی که تو شرکت‌های خصوصی یا فروشگاه‌ها کار می‌کنند، اکثراً حقوقشان بیش‌تر از ماهی ۱۱۰، ۱۲۰ تومان نیست. یعنی پول کرایه ماشین و لباس محل کار و دک و پوزشان هم نمی‌شود! اما دلشان خوش است که بگویند ما شاغلیم. پس این نشانه‌ی این است که در جوامع مدرن، اشتغال و مشارکت اجتماعی زن دارد ارزش گذاری می‌شود.

اکنون باید در یک چنین فضایی الگویی برای زن امروز، غیر از زن دیروز ارایه کرد. حالا باید مشاهده کنیم چه طور می‌شود برای این زن امروزی با یک چنین زندگی و این مناسبات اجتماعی، الگوی مشارکت اجتماعی طراحی کرد که عوارضش برای خانواده مثبت باشد یا دست کم عوارض منفی نداشته باشد و یا عوارض منفی آن زیاد نباشد. به نظر می‌رسد که می‌شود چنین کاری کرد. فرض کنیم زنانی که بچه‌دار هستند و از صبح تا ظهر بچه‌هایشان خانه نیستند، اگر بتوانیم سیستم اشتغال پاره وقت برای آن‌ها فراهم کنیم که این‌ها بتوانند روزی ۳-۴ ساعت از خانه بیرون بیایند و فعالیت کنند و در عین حال به زندگیشان هم لطمه نخورد.

ما هنوز نتوانسته‌ایم سیستم کار پاره وقت را در کشور نهادینه و اجرا کنیم. فقط در سطح هیأت علمی است که مثلاً می‌توانند نیمه وقت باشند. جاهای دیگر عموماً چنین چیزی طراحی نشده است. به عنوان مثال در کشور آلمان این طراحی شده است و اثراتش را هم دیده‌اند. هم زن‌ها رغبت نشان می‌دهند که نیمه وقت باشند و هم کارفرما بدش نمی‌آید. چرا؟ چون کارکرد مفید هر فرد در یک شیفت ۷ ساعته بیش‌تر از ۳-۴ ساعت نیست، مابقیش اتلاف وقت است. اما وقتی همین شیفت را به ۲ نفر می‌دهد و ساعات را نصف می‌کند، این کار هم نشاط کاری را بیش‌تر می‌کند و هم کار مفید را.

می‌شود اقسامی از اشتغال را هم ارایه کرد که در این جهت مفید باشند. اشتغال نیمه وقت، اشتغال محلی یعنی کم کردن فاصله‌ی محل کار تا محل زندگی، کوچک کردن کارگاه‌ها حتی در بعضی کشورها می‌آیند، می‌گویند شما به جای این که به محل کار بیایید و ما برای شما جای کار و خدمات آماده کنیم، در خانه بمانید و این قطعات را به آن‌ها می‌دهند که در خانه کار کنند. در سطح کوچک‌تر و پروژه‌ای. مثلاً به شخص می‌گوید ما این دستگاه را امانت به شما می‌دهیم و یا قسطی به شما می‌فروشیم تا در خانه کار کنید. مثل دستگاه تولید فنر، که در خانه هم می‌توان کار کرد. به او می‌گوید در خانه‌ات با این دستگاه کار کن، من هزینه‌ی برق و این‌ها را هم می‌دهم. طرف می‌بیند این به صرفش است. مثل همان دورکاری که در دولت مطرح شد ولی هنوز به تصویب نرسیده است. به این‌ها می‌گوییم مشاغل خانگی یا کار در خانه. مشاغل خانگی یعنی مشاغلی که در خانه می‌شود آن‌ها را انجام داد مانند قالی‌بافی. جالب است فردی از اهالی گلپایگان می‌گفت، دام‌داری در گلپایگان رو به نابودی است. چون مثلاً ۱۰ سال پیش تعداد گاوهای شیرده در گلپایگان مثلاً ۲۵۰ هزار رأس بوده، اکنون به ۳۰ هزار رأس، رسیده است. چون استانداردهای بهداشتی طوری تنظیم شده‌اند که فقط در دام‌داری‌های بزرگ می‌توان گاو پرورش داد. یعنی به شما دارند می‌گویند حق نداری در محیط شهری یا در خانه‌ات دام پرورش دهی. همه باید از شهر بیرون بروند، چه کسی می‌تواند به این راحتی از شهر خارج شود؟ کسی که سرمایه دارد. این فرد می‌گفت در کشور هلند، به مردم گفته‌اند ما مأمور بهداشت را به خانه‌هایتان می‌آوریم، به شما از نظر بهداشتی و امکانات، این امکان را می‌دهیم که بتوانید در خانه‌هایتان شیر و گوشت تولید کنید و ما این شیر و گوشت را از شما می‌خریم. سر موقع نماینده می‌رود شیر را می‌خرد، بیمه‌شان می‌کنند، خدمات می‌دهند. خیال خانواده را راحت می‌کنند، می‌گویند اگر شما می‌خواهید در خانه‌هایتان فعالیت اقتصادی داشته باشید، می‌توانید انجام دهید. این طوری همه تشویق می‌شوند به گاوداری. می‌دانید کشور هلند کشور کوچکی است، اما بسیاری از محصولات لبنی دنیا را تولید و صادر می‌کند.

اگر سیاست‌های اشتغال اصلاح شود، اشتغال زنان متناسب با روحیات زنانه باشد نه این که کارهای سخت و سنگین به آن‌ها بدهند، در این حالت می‌توان مجال فعالیت‌های اجتماعی غیر از اشتغال را به آن‌ها داد. بسیاری از زن‌ها دغدغه‌ی اقتصادی ندارند. این مثلاً می‌تواند عضو یک (NGO) امداد باشد. امداد به مثلاً دخترانی که در معرض آسیب هستند. خانم‌هایی که مشکلات دیگران را رفع می‌کنند، ظرفیت عاطفی‌شان تقویت می‌شود. نوع دوستی‌شان تقویت می‌شود و در خانه، عاطفه‌شان در خدمت مادری قرار می‌گیرد. این یعنی یک کار سبک و متناسب با ویژگی‌های روحی و عاطفی زنانه با زمان انعطاف پذیر.

بله، می‌شود الگویی از فعالیت اجتماعی تعریف کرد که ضررش کم‌تر از نفعش باشد و به زن نشاط بدهد برای این که وقتی به خانه می‌آید با نشاط بیش‌تری مادری و همسری کند. زن خانه‌دار اگر بیکار باشد، در جامعه‌ی جدید، زن مصرفی می‌شود. زنان خانه‌دار الان از زنان شاغل مصرف کننده‌تر هستند. مصرف اقتصادی‌شان، ارتباط‌هایشان و تلفن‌های بیش‌تری دارند و بیش‌تر هم فرصت خود را پای تلویزیون و ماهواره می‌گذرانند و ممکن است بیش‌تر تحت تأثیر القائات منفی آن‌ها قرار گیرند.

ما باید یک شبکه‌ای طراحی کنیم که خانم‌ها بتوانند فعالیت کنند. در خانه فعالیتشان را انجام دهند بعد بیایند در یک شبکه‌ی اجتماعی کارشان را توزیع کنند. مثلاً سیستم واردات و صادراتمان را اصلاح کنیم. برای مثال دولت به زن‌ها بگوید شما صنایع دستی در خانه تولید کنید. ما امکان عرضه‌ی آن در بازار جهانی صنایع دستی را فراهم می‌کنیم و از این بابت کار زن را تضمین کند. این باعث می‌شود وقتی زن چیزی را تولید می‌کند، برای فروش آن دچار مشکل نشود. چین دارد همین کار را می‌کند. چیزی حدود ۹۰ درصد صنایع دستی دنیا کار چین است. دومین کشور صاحب صنایع دستی ما هستیم، ولی ۵ درصد تولید می‌کنیم. چرا این طور است؟ چون دولت چین به مردمش می‌گوید شما صنایع دستی تولید کنید. دولت آن را از شما می‌خرد و به همان قیمت یا پایین‌تر به بازار جهانی می‌فروشد. چرا می‌آید متحمل چنین هزینه‌ای می‌شود؟ چون می‌داند اگر از حرفه‌ی مردمش حمایت نکند، باید در جای دیگر همین هزینه را یا بیش‌تر برای آسیب‌های اجتماعی که گریبان‌گیر مردم می‌شود، صرف کند. یعنی می‌آید بازار مصرفی تولید کنندگان خودش را تضمین می‌کند. پس یک چنین کارهایی را می‌توان در کنار یک نگاه خانواده محور در عرصه‌ی اقتصاد انجام داد.

*با توجه به بحث اشتغال زنان و تأیید ضررهای استقلال مالی او، چه طور میتوان با این آسیبها مواجه شد؟

این آسیب‌ها خواسته یا ناخواسته در خانواده وجود خواهند داشت. ما بعضی وقت‌ها باید بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنیم و با اصلاح برخی الگوهای اجتماعی می‌توان آن را تا حدی مدیریت کرد. ما معتقدیم اشتغال و حضور اجتماعی زن چیز خیلی خوبی نیست. ولی نمی‌توان همه را منع کرد. پس باید زمینه‌های حضور اجتماعی زن را برای حفظ هویت اجتماعی او فراهم کرد. یعنی عرصه را برای فعالیت‌هایی که به او احساس مفید بودن و خدمت به اجتماع می‌دهد را باز کنیم تا احساس نشاط به او دست دهد. مثلاً اشتغال نیمه وقت یا پاره وقت. مهارت‌های زندگی را در زنان شاغل بالا ببریم برای این که ارتباطشان با همسرشان حفظ و تقویت شود و تواضع زن در مقابل همسر بالا رود. از طرفی هم مناعت طبع مرد را بالا ببریم برای این که وابسته به منافع اقتصادی زن نباشند. تا حدی می‌توان این مسایل را با آموزش اصلاح کرد.

*در یک الگوی خانوادهی اسلامی آیا میتوان تصور کرد که زن شاغل باشد، درآمد هم داشته باشد. اگر چنین است آیا در مورد نوع شغل هم بحثی مطرح است؟ آیا مشاغلی وجود دارند که از نظر اسلام ورود خانمها به آنها منع شده باشد؟

بعضی رشته‌ها هستند که برای زن منع قانونی دارند، مانند قضاوت. بعضی رشته‌ها نیز به صلاح زن نیست که وارد آن بشود، مانند قصابی. نظام اسلامی باید در این زمینه پیش از این که قانون‌گذاری کند، ارزش‌گذاری نماید. یعنی کار فرهنگی صورت بگیرد و ارزش‌های اجتماعی به نحوی تعریف شوند که زن احساس کند اگر به این عرصه وارد شود به نفعش هست. ارزش‌های اجتماعی را طوری تعریف کنیم که دختر احساس کند اگر برود معلم بشود این قابل افتخار است ولی اگر برود پشت میز تایپیست بشود این ارزشمند نیست. اگر برود عضو (NGO)های توسعه‌ی محیط زیست یا حمایت از سالمندان بشود، افتخار کند که خدمت اجتماعی انجام می‌دهد. ولی اگر مثلاً کارمند بانک بشود به خودش بگوید خاک برسرم! ای کاش کار بهتری بود و من این کار را قبول نمی‌کردم. البته ما اعتقاد داریم این ارزش‌گذاری‌ها در عین ممکن بودن، کار سختی هستند.

*به عنوان نکتهی پایانی لطفاً هر چیزی که به حل مسألهی اشتغال زنان در جامعه کمک میکند و احتمالاً در بین صحبتهایتان فراموش شده است، بیان بفرمایید.

نکته‌ی پایانی که می‌خواهم راجع به مسایل زنان عرض کنم، این است که امروز هر چند مسأله‌ی خانه داری دیگر منحصر به زن نیست، ولی نقش مادری و همسری برای زنان نسبت به گذشته پیچیده‌تر شده است و خطرهای زیادی در کمین زن هست. امروز زنی که می‌خواهد در عرصه‌ی مادری و همسری ایفای نقش موفقی داشته باشد باید آموزش‌های لازمی ببیند. به عنوان مثال باید رسانه را خوب بشناسد. الگوی ارتباطی خود و فرزندانش با رسانه را درست تنظیم کند. جهت‌گیری‌های فرزندان را اصلاح کند تا آن‌ها بتوانند در مقابل آسیب‌های آخرالزمان دین، شخصیت خود را حفظ کنند. در آموزه‌های دینی، نقش همسری مقدم بر نقش مادری است و زن امروزی باید بتواند امور روانی، جنسی، عاطفی و سایر مسایل همسرش را خوب مدیریت کند. این‌ها همه نیاز به دانش و مهارت دارد.

افزون بر این‌ها، در جامعه‌ی ارتباط محور و پیچیده‌ی امروز، زن یک سری نقش‌های اجتماعی نیز در قبال دنیا و جامعه‌ی جهانی برعهده دارد. اگر زن زبان صحیح برقراری با دنیا را در این عصر ارتباطات یاد بگیرد، می‌تواند از راه ارتباطات مجازی و دنیای اینترنت حتی تأثیرگذاری داشته باشد و به تبلیغ و ترویج دین بپردازد. حتی لازم نیست به دور دست‌ها هم برود، می‌تواند در محل خودش، در کوچه و خانواده به دختران و زنانی که نیاز به آموزش دارند، آموزش و تعلیم بدهد. در کل، دنیای امروز و امکانات مدرن مجال‌هایی را به زن می‌دهد برای انجام رسالت‌های اجتماعی که در گذشته وجود نداشته است.

منبع : برهان

سایر اخبار مرتبط :



نظر شما:

1- گزینه های ستاره دار الزامی می باشند.
2- ایمیل شما نمایش داده نمی شود.
نام *
ایمیل *
سایت



کلیه حقوق این سایت متعلق به مرکزی نیوز || MarkaziNews.ir می باشد نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع ميباشد.
Copyright ©2009 www.MarkaziNews.ir , All rights reserved.
Designed & Developed by: Sepanta Group Team.